الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

261

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

از شر آن روز محفوظ داشت و خوشرويى و شادى به آنان ارزانى فرمود و در قبال شكيبايى و صبرى كه كردند بر ايشان بهشت و جامهء حرير عنايت فرمود . » « 1 » ( 1 ) و در سورهء احزاب مىفرمايد : « همانا خداوند چنين مىخواهد كه پليدى هر آلايشى را از شما خانوادهء نبوت ببرد و شما را پاك كند ، پاك كردنى . » « 2 » ( 2 ) پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : حسن و حسين امامند چه قيام كنند و چه بنشينند . « 3 » روايت شده است كه فاطمه ( ع ) دو پسر خود حسن و حسين را به حضور رسول خدا ( ص ) آورد و گفت : پدر جان ! اين دو پسران شمايند . چيزى از خصال خود به آن دو ارث بده . فرمودند : هيبت و سيادت من از حسن خواهد بود و جرأت و بخشش من از حسين خواهد بود . « 4 » ( 3 ) و روايت شده است كه على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام به محضر پيامبر ( ص ) رسيدند و هر يك مىگفتند : من نزد رسول خدا محبوب‌ترم . پيامبر ( ص ) آنان را دايره‌وار گرد خود قرار داد . فاطمه ( ع ) پيش روى پيامبر و على ( ع ) پشت سر و حسن ( ع ) سمت راست و حسين ( ع ) سمت چپ ايشان بودند و پيامبر فرمودند : شما از من و من از شمايم . ( 4 ) پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : كلماتى كه به آدم ( ع ) آموخته شد و خداوند توبه‌اش را پذيرفت اين بود كه از حق تعالى مسألت كند ، به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام ، و چنان كرد و توبه‌اش پذيرفته شد .

--> ( 1 ) . آيات 8 تا 12 سورهء دهر ( انسان ) . رجوع فرماييد به تفسير تبيان شيخ طوسى ، ص 210 ، ج 10 ، چاپ نجف ، بدون تاريخ . و به اسباب النزول واحدى ، ذيل آيهء مذكور و به صفحهء 272 مناقب ابن مغازلى . م . ( 2 ) . بخشى از آيهء 33 سورهء مذكور ، و براى اطلاع بيشتر در اين مورد در منابع اهل سنت رجوع فرماييد به بحث مفصل مغازلى در مناقب خود ، صفحات 301 تا 307 و پاورقيهاى صفحات مذكور كه به طرق مختلف آن را مورد بررسى قرار داده‌اند ، و به صفحات 21 تا 24 ذخائر العقبى في مناقب ذوى القربى كه به طرق مختلف نقل كرده است و به صفحهء 238 كتاب نظم درر السمطين تأليف جمال الدين محمد زرندى حنفى ، درگذشتهء 750 قمرى ، چاپ آقاى دكتر محمد هادى امينى . م . ( 3 ) . براى اطلاع بيشتر در مورد اين حديث مشهور به بحار الانوار ، ص 278 ، ج 43 ، چاپ جديد مراجعه كنيد . م . ( 4 ) . اين روايت در ارشاد مفيد و خصال صدوق با طرق مختلف نقل شده است و رك . به : بحار الانوار ، ص 263 ، ج 43 . م .